ای تنهایی همه بیابان

مرا به تماشای وهم آلود-

 سکوتی ببر

که در سایه  لذَّت بخش

خاربنان می روید

و بعد کوه بادی! ملایم

که بی تابی جیرجیرکی را

 تسکین می دهد

 کبوتری را

بعد از غفلتی گرم وجانفرسا   

به غروب ارغوانی

 پروازمی برد

مشوشم با های و هوی

 بیداد زمانه

در تنگنای  ظهر بیابان

کاش از روزن نگاهم

مرواریدی

برای التجاه  

قشنگ زندگی می ساختم

هر چند می بنیم

نه ابری در آسمانت هست

نه رنگی به رخسارت

ماهشهر تابستان 1363  علی بهار