روشن تر از

همه سرابهای

 بی سرانجام بودی

لحظه ای که  بیابان

 از تشنه گی

 ظهری طولانی بر می گشت

آنوقت

 غروب ملایم

 چه بادی داشت!

کمند زلفت را

 چاره ای نبود

  مگر پریشانی

تابستان 1359 ماهشهر علی بهار